آخرین اخبار
کد مطلب: 168580
غربي‌ها هنوز راز زيستن در ايران را متوجه نشده‌اند
تاریخ انتشار : 1396/10/23 12:59:30
نمایش : 221
رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي گفت: با توجه به معيارهاي غربي ايران قابل زيست نيست و به نظر آن‌ها ايرانيان با عمل بر خلاف طبيعت مي‌توانند در اين منطقه زندگي کنند.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از  خبرگزاري مهر به نقل از روابط عمومي پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري سيد محمد بهشتي، رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري طي سخناني با ابراز خرسندي از اين که غربي‌ها هنوز راز زيستن در اين سرزمين را متوجه نشده اند، در نشست جايگاه زواره در توسعه پايدار با تکيه بر مزيت‌هاي فرهنگي، تاريخي و طبيعي به توضيح دو اصطلاح شهروندي و اهلي بودن پرداخت.

او درباره اصطلاح شهروند گفت: در مباحث شهرسازي مطرح مي شود که اگر شهري در وضعيتي از نظر اجتماعي قرار گيرد که داراي شهروند باشد يعني داراي امتيازي است چرا که گاه ممکن است در شهر افرادي زندگي کنند که به راستي شهروند نباشند.

او در ادامه به مقوله  شهروند در مباحث جامعه شناسي اشاره کرد و با نيکو دانستن عبارت شهروند گفت: اگر ساکنان شهرها، به رتبه شهروند ارتقا پيدا کنند، مي توان از ان به عنوان يک رويداد پسنديده ياد کرد.

بهشتي افزود: در ايران و بسياري از نقاط جهان که داراي سابقه طولاني زيست هستند با پديده اي که با شهروند داراي تفاوت ماهوي است روبرو هستيم، پديده اي به نام " اهل".

به گفته وي، اهل جايي بودن ويژگي‌ها و خصوصيتي اضافه بر شهروند دارد چرا که شهروند بودن در واقع واقعيتي حقوقي است .

او با اشاره به مهاجرت به ساير کشورها گفت: براي پذيرفته شدن به عنوان شهروند يک شهر مثلا نيويورک، پاريس و ...  بايد آداب خاصي را به جا آورد و اين شهروندي حقوق و تکاليف خاصي هم به دنبال خواهد داشت .

بهشتي تاکيد کرد: اين در حالي است که جنس اهل جايي شدن با شهروند شدن متفاوت است و کسي نمي تواند از يک مقطعي به بعد اهل جايي شود به طور مثال يک فرد از ابتدا يا اهل زواره هست يا نيست.

او با بيان اين نکته که اهل جايي بودن شدني نيست بلکه بودني است، افزود: ما اراده اي در اهل جايي بودن  يا اهل جايي نبودن، نداريم يعني اگر کسي اهل زواره باشد نمي تواند تصميم بگيرد اهل زواره نباشد.

او با مطرح کردن اين پرسش که اهل جايي بودن به چه معنا است؟ گفت: همه چيزها، مزيت‌ها و مختصاتي که شهروند بودن دارد را "اهل" هم دارد چرا که اهل جايي بودن به معناي داشتن برخي وظايف و حقوق است اما کيفيت آنها متفاوت است.

بهشتي در ادامه براي نمونه گفت: در فارسي اصطلاح "همسايه" را داريم و به دو انسان يا خانواده اي که در کنار هم زندگي مي کنند اطلاق مي شود، اين در حالي است که همسايه با همجوار متفاوت است.

او در توضيح اين تفاوت گفت: دو همجوار در بهترين حالت حسن همجواري را رعايت مي کنند به عبارت ديگر مزاحمت و دردسري براي هم ايجاد نمي کنند اما همسايه همانگونه که از اين واژه مشخص است يعني وجود سايه اي که هر دو زير آن هستيم، در واقع هر دو زير سايه هم هستيم.

بهشتي افزود: درواقع همسايه حتما بايد با همسايه کار داشته و نمي تواند نسبت به حال و روز او بي تفاوت باشد اما همجوارها نبايد به هم کار داشته باشند.  

وي گفت: همسايه‌ها مدام دنبال نوعي الفت هستند و به همين دليل مثلا در خانه همسايه را مي زنيم و برايش آش مي بريم. اين در حالي است که در همجواري، الفت موضوعيت ندارد.

بهشتي يادآور شد: اساس اهليت موکول به انس و الفت با محيط و ملاقات دل محيط است.

او در پاسخ به  اين پرسش که چه کسي اهل کجاست؟ گفت: اهل آن کسي است که با دل و محيط ملاقات کرده است . در واقع زواره هم دل دارد وفقط خشت و گل نيست بلکه دلي دارد که اين دل را مثلا اصفهان ندارد هرچند اصفهان هم دلي دارد که زواره ندارد.

رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري، در ادامه در توضيح اين که زواره اي کيست؟ گفت: اگر من به زواره بروم، مهمان زواره خواهم بودو هرچند از ميزباني اهالي زواره بهره‌مند مي‌شوم اما خيلي بعيد است که بتوانم با دل زواره ملاقات کنم.

او افزود: اگر بتوانم با دل زواره ملاقات کنم از نظر زواره‌اي‌ها اهل اين شهر محسوب خواهم شد.

بهشتي در تعريف اهل زواره گفت: اهل زواره يعني با دل اين شهر ملاقات کردن  که تنها در سايه انس، الفت و تقرب امکان دارد.

به گفته وي، هرچقدر محيط زندگي، سخي تر باشد و منابع زيستي و آب و خاک و سبزي فراواني داشته باشد، دلش خيلي در پس پرده نيست به همين دليل اهل آنجا شدن خيلي شاق نيست اما جايي که محيط کمي خسيس است و گوهر در پشت پرده‌ها پنهان شده ، اهل آنجا شدن کار آساني نيست و کساني که اهل آنجا هستند در واقع گوهر گرانبهايي را در اختيار دارند.

بهشتي تصريح کرد: گوهر به نايابي و کميابي خود گوهر مي شود وگرنه اگر مثلا فراواني طلا هم مانند آهن باشد ارزش ان هم مانند آهن مي‌شد.

او با اشاره به وجود مناطقي در ايران که گوهر و دلشان کمياب است ،زواره را يکي از مهمترين اين نمونه‌ها دانست.

بهشتي افزود: تمام حاشيه غربي و کم و بيش حاشيه شمالي کوير، خراسان و حاشيه جنوبي کوير لوت همگي خصوصيات مشابهي دارند و در صورت ظاهر چيزي را عرضه نمي‌کنند تا جايي که در سفرنامه‌هاي اروپايي‌ها از مناطقي مانند يزد، زواره  شاهد تعجبي هستيم از اين که چرا ايراني‌ها اين سرزمين را براي زندگي انتخاب کرده‌اند چرا که از نظر آنها اين سرزمين غيرقابل زيست است اما همين افراد با کمي تامل در اين زيست گاه‌ها دچار شگفتي شدند.

او افزود:  غربي‌ها از ايران تصويري هزار و يک شبي دارند، به طور مثال جادو يکي از عناصر اين تصوير است چون با معيارهاي انها ايران قابل زيست نيست و به نظر آنها ما خلاف طبيعت عمل کرده ايم که مي توانيم در اين منطقه زندگي کنيم و راز زيستن در اين سرزمين را هنوز متوجه نشده اند
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن