آخرین اخبار
کد مطلب: 168697
دستاوردهاي مادي و معنوي انقلابي به نام خدا
تاریخ انتشار : 1396/11/18 13:53:33
نمایش : 68
اگر درآمدهاي سرشار نفتي، بخصوص در سال‌هاي آخر پهلوي دوم و جمعيت محدود آن زمان (کمتر از نصف جمعيت فعلي کشور) را در تحليل شرايط آن زمان و مقايسه با شرايط کنوني لحاظ کنيم، ناکارآمدي دوران پهلوي خودش را بيشتر نمايان مي‌سازد.

به گزارش بام ايران خبر به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ «مهدي فضائلي» کارشناس مسائل سياسي در يادداشتي نوشت:

هر سال در چنين ايامي، "دستاوردهاي انقلاب اسلامي"،يکي از سوژه هاي داغ رسانه هاست و معمولا" فهرست بلندي از اقدامات کمي نظام ارائه مي‌شود.
6 برابر شدن راه هاي کشور(از 36 هزار کيلومتر به بيش از 210 هزار کيلومتر)
20 برابر شدن ظرفيت بنادر کشور(از 10 ميليون تن به بيش از 200 ميليون تن)
30 برابر شدن سدهاي مخزني کشور(از 13 سد به حدود 400 سد)
14 برابر شدن توليد برق کشور (از 20 ميليارد کيلووات به 280 ميليارد کيلووات)
افزايش سهم گاز در سبد انرژي کشور از 1 درصد به 72 درصد
58 برابر شدن صادرات غيرنفتي
24 برابر شدن توليد فولاد خام
15 برابر شدن توليد محصولات فولادي
24 برابر شدن تعداد دانشجويان
ارتقاي رتبه جهاني توليد علم به 16 ام جهان
ارتقاي توليد علم در رشته انرژي هسته اي به 11 ام جهان
ارتقاي توليد علم در رشته نانو تکنولوژي به 16 ام جهان
ارتقاي توليد علم در رشته بيوتکنولوژي به 14 ام جهان
ارتقاي توليد علم در رشته هوافضا به 11 ام جهان
ارتقاي توليد علم در رشته پزشکي به 19 ام جهان
افزايش اميد به زندگي از 54.1 به 75.4 و قرار گرفتن در رتبه هفتم جهان
بهبود توزيع درآمد و کاهش ضريب جيني از .4360 به .3988
و صدها مورد ديگر که تنها بخشي از دستاوردهاي مادي انقلاب اسلامي است و حقيقتا" قابل توجه و بعضا" اعجاب آور.
اما ممکن است مغرضين يا حتي برخي افراد بي طرف بگويند اگر رژيم پهلوي ادامه مي‌يافت هم چنين دستاوردهايي تحقق پيدا مي‌کرد يا در برخي کشورهايي هم که انقلاب نشده مانند امارات و عربستان و...چنين دستاوردهايي و بعضا" بيشتر حاصل شده است.
پاسخ به اين شبهه چند بخش دارد؛ نخست اينکه اولا" پس بپذيريم جمهوري اسلامي هم از کارآمدي هاي قابل توجهي در زمينه هاي مختلف برخوردار بوده و توانسته است، رکوردهاي ارزشمندي را به دست آورد و اين همه سياه نمايي و القاي ناکارآمدي، ناشي از عمليات رواني هدفمند دشمنان و يا برخي دوستان غافل است.
دوم اينکه، دستاوردهاي مادي جمهوري اسلامي، غالبا" در شرايط بحران و يا فشار و تحريم و تهديدات سنگين به دست آمده و نه در يک شرايط آرام و همواري مثل دوران پهلوي يا شرايط کشورهايي از قبيل امارات و عربستان و مالزي و....
سومين نکته مهم اينکه بخش قابل توجهي از دستاوردهاي جمهوري اسلامي متکي به توان داخلي و بومي است و نه فقط محصول داشتن ثروت هايي از جنس فروش نفت.
به عبارت ديگر، پهلوي و يا امثال امارات و عربستان حداکثر هنرشان مانند آن بچه پولداري است که به ارثي هنگفت دست يافته و با پولش بهترين کاخ ها و ماشين ها و امکانات را تهيه مي‌کند اما همواره وابسته است ولي جمهوري اسلامي به برکت خودباوري برخاسته از روح انقلاب اسلامي و تفکر انقلابي، بسياري از اين دستاوردها را خودش خلق کرده است و تفاوت اينها در مقوله اي مانند توليد علم، يا دستيابي به تکنولوژي هاي برتر جهان که ديگر خريدني نيست بيشتر خودنمايي مي کند.
چهارمين پاسخ بيشتر به کساني است که تداوم دوران پهلوي را هم منتج به چنين دستاوردهايي مي‌دانند؛ و آن اينکه روند و رويکرد رشد دوران پهلوي طي بيش از پنج دهه به وضوح روشن مي‌کند که با چنان روند و چنان رويکردي بسياري از اين دستاوردها غيرممکن بود!
کافي است به برخي آمار توجه کنيم.
عَلَم در بخشي از خاطراتش با اعتراف به شکست برنامه هاي توسعه اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي رژيم پهلوي، بخصوص در روستاها( که آنموقع تقريبا" 70 درصد جامعه ايران را تشکيل مي‌دادند) تصريح مي‌کند:" شرم آورتر اين است که از هر بيست و پنج دهکده فقط يکي برق دارد؛ رقم مسخره اي با توجه به توسعه ملي."
دقت کنيد، اين خاطرات مربوط به حدود سالهاي 55 و 56 است يعني واپسين روزهاي حکومت پهلوي!
به عبارت ديگر، پس از پنجاه و چند سال از حاکميت دوران پهلوي فقط 4 درصد روستاهاي کشور برق داشته اند!
بر اساس يادداشت هاي علم که به لحاظ قرابتش با محمدرضا اهميت زيادي دارد، وضعيت آب آشاميدني سالم بدتر هم بوده است و در جايي از افزايش 70 درصدي قيمت آب گلايه مي‌کند و چنين مي نويسد:" ...به هر حال 70% قيمت آب را بالا بردن صحيح نيست.مثل بالا بردن قيمت نفت در زمان مرحوم يا غيرمرحوم منصور مي شود که بالاخره به قيمت جان او تمام شد."
اگر درآمدهاي سرشار نفتي، بخصوص در سالهاي آخر پهلوي دوم و جمعيت محدود آن زمان( کمتر از نصف جمعيت فعلي کشور) را در تحليل شرايط آن زمان و مقايسه با شرايط کنوني لحاظ کنيم، ناکارآمدي دوران پهلوي خودش را بيشتر نمايان مي سازد.
از بحث دستاوردهاي مادي که بگذريم، بحث دستاوردهاي غير مادي انقلاب اسلامي حائز اهميت بيشتري است؛ هم از حيث ارزش ذاتي آنها و هم تاثيري که در کسب دستاوردهاي مادي داشته و دارند.
استقلال و خروج از زير يوغ قدرت هاي سلطه گر از اولين دستاوردهاي انقلاب اسلامي است.
جيمي کارتر، رئيس جمهور وقت آمريکا در کتاب 444 روز مي‌گويد:" شاه تسليم پيشنهادهايي بود که از سفارت ما انشاء مي شد."
و اسحاق رابين، نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي نيز پس از پيروزي انقلاب اسلامي نکته اي را به صراحت بر زبان آورد که دقت در آن، پرده از علت عصبانيت غرب از انقلاب اسلامي را کنار مي‌زند. وي گفت:" از دست دادن ايران براي غرب بزرگترين ضربه پس از جنگ جهاني دوم به شمار مي رود."!
آزادي، دومين گوهر گرانبهايي است که انقلاب اسلامي به مردم ايران هديه کرده است.دستاوردي که کساني حلاوت و ارزشش را درک مي‌کنند که طعم تلخ خفقان و استبداد را چشيده باشند.
براي درک ذره اي از خفقان آن دوران فقط به يک مورد بسنده مي‌کنم.
از جمله مواردي که مي‌تواند اين استبداد را نمايان سازد، وضعيت احزاب در آن دوران است.
در مورد وضعيت احزاب، سخنان خود محمدرضا در يازدهم اسفند سال 53 مي‌تواند گويا باشد.
وي پس از انحلال دو حزب دولتي "ايران نوين" و " مردم" و هنگام تاسيس حزب رستاخيز به دبيرکلي هويدا گفت:" کسي که وارد اين حزب سياسي جديد( رستاخيز) نشود، يا فردي است که به يک سازمان غيرقانوني تعلق دارد، يا به حزب غيرقانوني توده وابسته است و يا به عبارت ديگر يک خائن است.چنين فردي يا جايش در زندان هاي ايران است و يا اگر مايل باشد، مي تواند همين فردا کشور را ترک کند؛ زيرا او ايراني نيست، وطن ندارد و..."!
سومين دستاورد معنوي و گرانسنگ انقلاب اسلامي ايران، مردم سالاري است.
توجه داشته باشيم که دوران پهلوي، چه پهلوي اول و چه پهلوي دوم، محصول کودتا بوده است و مردم نه در تاسيس و نه در تداوم آن هيچ نقشي نداشتند.اما به برکت انقلاب اسلامي، ماهيت نظام سياسي کشور، قانون اساسي و تمام ارکان اساسي نظام، از رهبري گرفته تا شوراهاي اسلامي شهر و روستا بطور مستقيم يا غير مستقيم با راي مردم تحقق يافته است.
چهارمين و آخرين دستاورد غير مادي که در اين يادداشت به آن اشاره مي‌کنم، اسلام و معنويت است.
فساد و دورشدن مستمر از معنويت و اخلاق در دوران پهلوي يک هدف برنامه ريزي شده و جزو ذات آن رژيم کودتايي و سر تا پا غرق در فساد بود و حرکت هاي گاه و بيگاهي هم که رنگي از مذهب داشت، براي فريب مردمي بود که دل در گرو محبت اهل بيت(ع) داشتند.
اما يکي از اهداف متعالي انقلاب اسلامي، گسترش معنويت و تحقق اسلام ناب مي‌باشد که مظاهر حرکت در اين جهت بسيار است.
در پايان اين يادداشت، ذکر اين نکته را لازم مي‌دانم که دستاورد هاي عظيم حاصل شده مادي و معنوي، نتيجه تعهد به آرمان هاي انقلاب اسلامي و حرکت در جهت اهداف و اصول انقلاب مبتني بر تفکر انقلابي بوده است و خلاءها و کاستي ها، نتيجه قصورها و تقصيرها و عدم انطباق کامل با اين ارزش ها و اصول و در مواردي متاسفانه انحراف از آنها! و البته کارشکني‌ها و فشارهاي نظام سلطه را نيز نبايد ناديده گرفت.
تفصيل اين سخن باشد تا وقت دگر.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن